زن

بزن بزن که خوب می‌زنی،‌که زنی

بارانی‌ و، پیراهن تنمی، تو تنی

خوابیده‌ام، سیاهی، چادری، شبمی

یا مرده‌ام، رویایی، سفیدی، کفنمی

سردم، بی‌تابم، تابستان منی، تابمی

آتشی، آبی،خوابی، بیدارم، خوابمی

بگو بگو که گواه گناهی، گناه منی

حوای بی‌حیا! خاکم به هوای سوختنی

ویرانه‌ام،‌تو خانه‌ای، کوچه‌ای، وطنی

دیوانه‌ام، هیچ‌ام، من توام، تو منی

Advertisements

لاشه‌ی رو تخت

تو سرم سنگه و سربه

تو سرم پر سکوته

تو سرم دار و درخته

تو سرم حرفای اخته

تو سرم شب سیاهه

تو سرم دریغ و آهه

رو سرم یه مشت محکم

تو سرم یه تو سریه

تو سرم دنیای بی من

تو سرم مردن و مردن


برا من حنجره کم بود

برا من پنجره خنجر

تو تن‌ام تیغ دروغه

تو تن‌ام تیرای غیبت

تو تن‌ام خون‌های لخته

تو تن‌ام قلب شکسته

تو تن‌ام روح پریده

تو تن‌ام پای بریده

منم اون لاشه‌ی رو تخت

هر کی دید نعره کشیده

رو تنم خروار خاکه

روی خاکه سنگ سنگین

منم اون که ساکت و سرد

تا شما بهش بخندین


من و عزراییل رفیق‌ایم

دو فرشته‌ی سیاهی

دو کلاغیم که می‌پاشیم

همه جا تخم تباهی